گروه فرهنگی «سراج24»؛ چندی پیش کلاس عرفان کاذب توسط یکی از استادان جدیدترین نوع وارداتی عرفان بی خدایی در یکی از خیابان های مرکزی شهر تهران برگزار شد؛برکزای این کلاس حکایتی را یاداور می شود که چند ماهی است مسئولین فرهنگی کشور در سایه کار های تبلیغاتی خود نظیر بازگشایی فیس بوک و از این دست کارهای پیش پا افتاده از اصل استحاله فرهنگی در کشور ما غافل مانده اند.
جالب ابنجاست که این نوع جدید عرفان مختص زنان خانه دار یا مسن و بیکار نیست بلکه جذابیت های ایجاد شده در آن مختص جذب جوانان است و گویا هدف اصلی از تشکیل آن هم بی خدا کردن نوجوانان و جوانان از همین سن پایه است .
اینکه چرا مانور و تبلیغات انجامشده از سوی این فرقهها بیشتر مربوط به جوانان است به خاطر این است که جوانها بیشتر در جستوجوی هویت هستند، زیرا هویت تثبیتشدهای ندارند و این وضعیت برایشان وجود دارد و به راحتی ممکن است عضو گروههای سیاسی یا گروههای مختلف دیگر شوند.
در واقع جوان در جستوجوی هویت خود میخواهد خود را متعلق به یک مجموعه یا گروه بداند و این جستوجوی هویت برای جوان او را مستعد میکند که وقتی از سوی مجموعهای دعوت میشود، به سمت آن گرایش پیدا کند. همچنین جوانها از نظر معنوی آمادهتر هستند، فطرتشان دستنخوردهتر است. یک جوان 18ساله، 20ساله یا 25ساله خیلی صافتر از یک انسان 30ساله یا 40ساله است. ممکن است این فرد 30 یا 40 سال را با غفلت زیاد گذرانده باشد. البته اگر فردی 30 یا 40 سال با ذکر و یاد خدا پیش رفته باشد، قاعدتاً شفافیتش خیلی بیشتر از یک جوان خواهد بود. بنابراین این آمادگی و شفافیت و زلالی، در کنار یک سری بیتجربگیها، باعث میشود که یک جوان به سادگی جذب یک جریان مدعی معنویت شود.
ما میخواهیم روی این موضوع تأکید کنم که در واقع گرایش به عرفانهای کاذب به طور کلی در بین قشر جوان و خانمها زیادتر است، زیرا فشار تبلیغاتی دشمن بر روی خانمها بسیار زیاد است و توفیق آنها در بین خانمها زیاد است و یکی از علتهایش همین موضوع است که خانمها نسبت به آقایان از نظر روحی و معنوی از لطافت بیشتری برخوردار هستند و آمادگیهای معنویشان بیشتر است. آنها، با توجه به این ویژگی و برخورداری، هم در جهت معنویت حقیقی، مستعدتر هستند و هم در جهت معنویتها و عرفانهای کاذب.
این هم موضوعی است که باید به آن توجه ویژهای داشته باشیم، زیرا فشار تبلیغاتی که وجود دارد فقط روی جوانها نیست و در حال حاضر، برنامهها و شعارهای ویژهای برای جذب خانمها در عرفانهای کاذب وجود دارد، اما در رابطه با اینکه چرا آنها بیشتر روی جوانها کار میکنند، از همه مهمتر این است که ما متأسفانه در نظام آموزشیمان، چه در دورهای که یک کودک، نوجوان و جوان تحت برنامههای آموزش و پرورش رشد میکند و چه آن زمان که تحت برنامههای وزارت علوم و فناوری در دانشگاه مشغول تحصیل میشود، برنامهای برای رشد معنوی آنها نداریم. در واقع از نظر آیکیو یا هوششناختی خیلی روی افراد کار میشود، اما از جهت هوش معنوی که امروزه به اسم اسکیو مورد توجه قرار گرفته است و تا حدودی روی آن مطالعه میشود، کار نمیشود.
تحقیقات نشان میدهد که از مدتها قبل برنامههای مفصلی در جریان بوده و به تدریج طراحی شده و به اجرا گذاشته شده است و برخی از آن حرکتها و ایدههای اولیه به بیش از 150 سال قبل برمیگردد؛ یعنی امروز مشخص است کجاها و کدام مؤسسات در این زمینه فعالیت میکنند و چه برنامههایی را حتی از اواخر قرن 16 شروع کردهاند و امروز به این نقطه رسیدهاند که در سراسر دنیا از طریق ایجاد جنبشهای معنوی و شبهمعنوی کاذب بتوانند یک ایدئولوژی را در سراسر جهان حاکم کنند. در حقیقت این برنامهای نیست که یکشبه اتفاق افتاده باشد .
مقام معظم رهبری چند سال پیش در یکی از سخنرانیهایشان تأکیداتی در رابطه با عرفانهای کاذب داشتند و به این موضوع اشاره کردند که این برنامهها با پیشبینی و دوراندیشی و برنامهریزی انجام میشود و کار یک شب نیست و 100 درصد هم همین طور است. من چند کد بدهم که نشان میدهد واقعاً یک برنامهریزی مفصل و سرمایهگذاری و مدیریت اساسی در کار وجود دارد و این مسئله یک پروژهی بلندمدت است که امروز به این نقطه رسیده است .
ما امروز شاهد پیدایش عرفانهای کاذبی هستیم که از کشورهای مختلفی سرچشمه میگیرند و خواستههای گوناگونی دارند. بعضی از آنها از آمریکا، اروپا، چین، ژاپن، هند یا حتی ایران میآیند. وقتی که آموزههای آنها را بررسی میکنیم، میبینیم یک سلسله آموزههای دقیقاً مشابه و مشترکی در بین همهی آنها وجود دارد .
آیا این مسئله نمیتواند دلیل بر ریشهی واحد این عرفانها باشد و نشان از این مسئله باشد که همهی آنها سرچشمهی واحدی دارند و از یک منبع تغذیه میشوند؟ گذشته از اینکه آن سرچشمهی واحد هم با توجه به محتوای این آموزهها قابل شناسایی است .
حال با این وجود آیا رواست که تنها دغدغه مسئولان فرهنگی کشور ما رفع فیلتر از شبکه های اجتماعی مروج بی بند و باری و فساد باشد و نسبت به گسترش بی خدایی در جامعه بی تفاوت؟!



